پست ثابت عاموس....
اینجا همه دلخوشی این دل زخمی ست
با شعر کنم راز دلم را همگانی
و اما عشق....!!!
گمشده ی من، که برخی به بازی می گیرند!!!!
اینجا همه دلخوشی این دل زخمی ست
با شعر کنم راز دلم را همگانی
و اما عشق....!!!
گمشده ی من، که برخی به بازی می گیرند!!!!
نازنینم!
تو همان شقایق معروف شعر خوب سهرابى !
تا تو هستى زندگى باید کرد . . .
هروقت که بارون می زنه..
تورو کنارم می بینم..
فکر می کنم پیش منی..
هنوزم عاشق ترینم..!
هیچگاه با دروغ کار عاشقی به سامان نمی رسد....
دروغ یعنی هنوز خیلی مانده تا دلبری کنی.
وای بر حال گرفتاری که بندش بر دل است
در ثانیههای بودنت میمانم
در فصل شکست خوردنت میمانم
یک سال نه ده سال چه فرقی دارد
تا لحظه دل سپردنت میمانم
و دوستت دارم
هر لحظه این ثانیه ها چون شب یلداست
وقتی دل تنگم خبری از تو ندارد
جان من در دست توست ای نازنین
خنجر عشقت به قلب من نشسته سالها
دلخسته ترین مرد زمینم....
آب در هاون کوبیدن است
اینکه مَن شعر بِنویسَم و
تو فال قَهوه بگیری.
وقتی؛ آخَرِ همه شعرهای مَن
تو می آیی؛
و تهِ همه ی فنجان های تو
مَن میروَم !
آهای عالیجناب عشق
فرشته ی عذاب عشق
حریفه تو نمیشه
این قلبه بی صاحاب عشق
یاد آن روزها بخیر که با یک پیامک ....
دلم را آرام می کردی.......
نازنینم....
وحشتناک دلم برایت تنگ شده..
نازنین، این ترانه رو برا تو گفتم:
دلی که عاشقت شده
چند سالیه دربه دره
دیوونگی نکن بمون
رفتنتم درد سره
عاشقونه دوست دارم
دلبرک هم نفسم
رهام نکن قسم چرا
خودت می دونی بی کسم
تو رو خدا دیگه بسه
ناز و ادای روز و شب
یه کم نیگا کن زیر پات
دارم می سوزم توی تب
اگه نباشی نازنین
دنیا چه ارزشی داره
روزای بی تو واسه من
کابوس که نه، جهنمه
وقتی که تو حرف می زنی
انگار داره نقل می باره
تو سختیا و خوشیا
حرفات برام آرامشه
خنده به روی گونه هات
میبره غم رو جملگی
بخند بخند بهت میاد
حس قشنگ زندگی
حس قشنگ زندگی
دلیل عاشقونه هام
سکوتو بشکنو بگو
با بدیهات تو رو می خوام
غرورت را می ستایم که ذره ای برایت مهم نیستم....
عشق زمین گیر شد باهمه شوکتش
چون که مرا دید در معرکه چون رستمم
نازنینم...
مهربانیت همیشه گرما بخش وجود من است ،
در این سردی احساسات آدمیان...
امشب تمام عاشقان رادست بسر کن
يک امشبي با من بمان بامن سحر کن
بی تو آوار شدم....
می خواهم از این روزگار فریاد برآرم ز دل
شیرین دگر فرهاد را برده ز یاد ، آخر چرا؟
نازنینم در کنار تک بیتی های روزهای قبل.....
قطعه ای ناقابل تقدیم به تو.......
مشق عشق
عاشقم و عشق تو جام طهورای من
لعل لبت زندگی، یار اهورای من
ساز سخن ساز کن دُر بفشان دلبرم
ساز صدایت دهد جان به همه پیکرم
آتش عشقت به جان شعله زده بیشتر
می بردم اینچنین چند قدم پیشتر
مشق کنم عشق را شب همه شب در قفا
تا که قبولم کنی از سر لطف و وفا
وقتی دلم تنگ دیدار می شود
دنبال چیزی می گردم که شاید
قدری آرامم کند و درد دوری را کم
در این صبحگاه
فقط صدای چکاوکان آرامم می کند
ولی بی پرده بگویم
هیچ نغمه ای گوش نواز از صدای تو نیست
اینکه اوضاع دلم چند شبی آشفته ست
علتش دوری از توست خدا می داند
یاران وفادار کجایند که چندی ست
انگار نه انگار دلی دل نگران است
حق داری اگر ز دل بری یاد مرا
این عاشق بیچاره ندارد سودی
جسم بی جانم کمی جان طالب است
جان من جانان من دریاب این مرحوم را
با یاد تو هر دم گذرد لحظه به لحظه
این درد جدایی شود آخر به وصالت
مشهد نیم اما دلم پیش علی موسی الرضاست
با تو چه زیبا می شود باب الجواد عرض ادب
گرچه کنارت نیستم اما شده ورد لبم
یارب ز یارم دور کن بیماری و درد و بلا
فاصله جاده ها مانع این عشق نیست
هر تپش قلب من یاد کند نام تو