چشم انتظار...
یار سیمین روی من چشمان خود را باز کن
تا ببینم در نگاهت عاشقی چشم انتظار
عاموس
یار سیمین روی من چشمان خود را باز کن
تا ببینم در نگاهت عاشقی چشم انتظار
عاموس
دموکراسی بین من و تو این است ...
که همیــشه ودر هــمه چیز...
حق با چشم های «توست»
کاظم خوشخو
لحظه اذونه،
اومدم بگم بدجور عاشقتم نازنین.
پیچیده ترین مسئله ی شهر همین است،
من ماندم و تنهایی و آغوشِ خیالت...!
شعر از: رومینا معینزاده
حسه نفسات حال و هوات دنیامو پوشونده
با یه نگاهت میره برات دله وامونده
کار عشقه اگه دلم پیشه تو جا مونده
پادشاه قلبم با یه نگاه جون بخواه پایِ تو میدم
سهمه خنده هاته دیوونگیم زندگیم عشقه شدیدم
کامران مولایی
جای مردانِ سیاست
بنشانید درخت !
تا هوا تازه شود ...
شاعر: سهراب سپهری
چقدر آرام بخش است صدایت⚘
اگر به بهانهای نمیتوانی بیایی
تنها به بویت بسنده میکنم
اگر فردا نمیتوانی سر قرار بیایی
بنابراین دیشب بیا .
شاعر: نزار قبانی
مثلاً ببوسمت و توی دفترم بنویسم :
« امروز جانم به لب رسید »
عاموس
بر می داشتی!
می بوسیدی!
می گذاشتی گوشه ای امن.
چقدر دوست داشتم
خُرده نان های سرِ راهت باشم.
شاعر: نزار قبانی
ز تمام بودنی ها
«تو» همین از آن من باش
که به غیر با «تو» بودن
دلم آرزو ندارد!
شاعر: حسین منزوی
چقدر باید بگذرد تا آدمی
بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد ؟
و چقدر باید بگذرد تا بتوان
دیگر او را دوست نداشت ...
آنا گاوالدا
یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی
یادت بخیر یارِ فرامـوشکارِ مـَن
شاعر: شهریار
مثل باران بهاری که نمی گوید کِی،
بی خبر در بزن و سر زده از راه برس ...!
شاعر: حسینمنزوی
تو یادت نیست ولی من خوب به یاد دارم
برای داشتنت دلی را به دریا زدم
که از آب می ترسید...
شاعر: سیدعلیصالحی